تبليغاتX
بـي پـــايــــــان
بـي پـــايــــــان
یک جمله ........ یک تجربه


امروز به من میگویند نبین.
دیروز هم میگفتند نگو. نشنو. حس نکن.
آخر پس فایده این همه لوازم اضافی روی کله من چیست؟
حتی یادم می آید یکی میگفت آن نفهمها به ما میگویند که " شما هم سعی کنید نفهمید"!
آخر مگر میشود به مغزمان بگوییم نفهم. مغز کار خودش را میکند. مگر اینکه به تدریج آن را از کار بیندازیم. آن وقت دیگر کار نمیکند که هیچ، حتی درخواست هم نمیکند. مادرم به من میگفت "مغز هم مثل شکم گرسنه اش میشود به شرطی که بفهمی باید به او غذا بدهی وگرنه میمیرد و تو حتی ککت هم نمیگزد."
کاش مغزهامان که گشنه شدند بهشان فست فود ندهیم!!
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم شهریور 1388 توسط دوست شما |
Blog Skin