تبليغاتX
بـي پـــايــــــان
بـي پـــايــــــان
یک جمله ........ یک تجربه

و باز هم بي پايان .... بايد رفت... اما بايد بال داشت.. براي رفتن بايد كفش داشت و توشه مناسب. و نايي در زانوها و اميدي به رهايي و مركبي مناسب...... و برترين مركب اين سفر بي‌پايان عشق است و ديگر هيچ و عشق را از ريلهاي مواي بايد آموخت كه ميخواهند در انتها به هم برسند و پيش ميروند (و البته اينگونه هم ديده ميشود) و فقط من و تو ميدانيم كه به هم نخواهند رسيد.... آه از اين سرنوشت تلخ... چون اگر به هم برسند ... فردا در روزنامه ميگويند در حادثه خروج قطار از ريل يكي مرد و ۳۵ نفر مجروح شدند. عشق را از ريلها بايد آموخت كه بزرگند و به خاطر ديگران هميشه در كنار همند اما به هم نميرسند. اي كاش در قطاري كه فقط من مسافرش باشم .. اين دو عاشق به هم برسند... ميخواهم ببينم و بروم.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم دی 1385 توسط دوست شما |
Blog Skin