
و باز هم خدا همسفر ما
بايد كم كم كوله بار سفر را بست... براي يك سفر واقعا بيپايان ... به كجا؟ ... آنجا كه ميگويند آسمانش مثل همينجا آبي است اما زمينش مثل اينجا سياه نيست. شايد سبز و شايد هم سفيد، ولي نه، رنگ بيرنگي است. مثل باغ بيمرگي. كاش باز هم فرصتي براي دوباره ديدن بود. اما واقعا نميدانم كه اينبار نيز بعد از اينكه پلكهايم به روي هم لغزيد آيا باز هم از هم كنده خواهد شد؟ ... شايد خيلي زود! زودتر از فردا.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم دی 1385 توسط دوست شما
|

