با اينكه به منطق، به اين قدرت هولناك، براي در ميان نهادن افكار و مفاهيم ذهني مان و حتي براي تفكر و درك مفاهيم، احتياج داريم زيرا با كلمات ميانديشيم و با كمك صور ذهني، درك ميكنيم. انديشيدن، با خود حرف زدن است و تكلم پديدهاي اجتماعي است و لذا فكر و منطق هم اجتماعي اند ولي حقيقت اين است كه انسان، اين زنداني منطق، كه بيمدد منطق قادر به انديشيدن نيست، همواره در صدد بوده است كه منطق را تابع آرزوهايش بگرداند. از كتاب درد جاودانگي
يك مقداري تفسيرش سخته ولي بخونيد متوجه ميشيد. درسته كه منطق تاثير خيلي مهمي در تفكر داره اما تنها مسير تفكر نيست يعني در واقع عقل فقط انسان رو از خطرات راه آگاه ميكنه. همين.
نوشته شده در تاريخ جمعه دهم آذر 1385 توسط دوست شما
|

